206
غاليان از نگاه اهل بيت عليهم السلام
مخالفان تشيع و قدرتهاى حاكم، در طول تاريخ كوشيدهاند با شيوههاى مختلف، غاليان را به تشيع ملحق و چهرۀ تشيع را تخريب كنند تا از ارزش عقايد شيعه بكاهند و شيعيان را متهم به شرك و الهه دانستن امامان متهم كنند. اين تلاشها باعث شد كسانى مانند «ابنتيميه» و پيروان فكرى وى در عصر حاضر، شيعه را مذهبى انحرافى معرفى و بلكه از دايرۀ اسلام خارج كنند و حتى فتواى جواز قتل شيعيان و غارت اموالشان را صادر كنند.
در قرون نخستين اسلامى، امامان عليهم السلام در برابر غلو و غاليان موضع قاطعى گرفتند و شيعيان را از همنشينى با غاليان و شنيدن سخنان و احاديث آنها منع و حتى غاليان برجسته و رهبران آنان را آشكارا لعن مىكردند؛ همچنين شيعيان را از غلو كردن در حق خود و بالا بردن ايشان تا مقام خدايى، نهى مىفرمودند؛ چنانچه روايات بسيارى در منابع شيعه درباره آن هست.
اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايند:
دو گروه در مورد من هلاك شوند و من بىگناهم: دوست افراطى و تندرو و دشمن افراطى و تندرو. من از كسى كه درباره ما غلو مىكند و بيش از حد ما را بالا مىبرد به پيشگاه خداى تبارك و تعالى بيزارى مىجويم؛ به همانسان كه عيسىبنمريم (ع) از مسيحيان بيزارى جست. خداوند متعال فرمود: و آنگاه كه خداوند به عيسىبنمريم مىگويد: آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را به عنوان دو معبود، غير از خدا انتخاب كنيد؟ او مىگويد: منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم. اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مىدانى. تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات توست، آگاه نيستم. به يقين تو از تمام اسرار و پنهانىها باخبرى. من جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم.