205خود را آشكار كرد و مدّعى شد كه امام (ع) از دنيا نرفته است. 1 اما براساس برخى روايات، اميرالمؤمنين (ع) ، عبداللهبن سبأ و كسانى كه امام (ع) را به خدايى خواندند، در آتش سوزاندند. 2
بررسى بيشتر گزارشها درباره عبداللهبن سبأ در منابع مختلف نشان مىدهد كه اين گزارشها با يكديگر اختلاف و تناقضهاى فراوانى دارد و اشكالهاى تاريخى زيادى نيز به آن وارد است؛ تا جايىكه بسيارى از محققان شيعه و اهل سنّت و نيز مستشرقان، وجود تاريخى ابن سبأ را منكر شدهاند و آن را شخصيتى جعلى و غير واقعى دانستهاند. از آن جمله «طه حسين»، در كتاب «الفتنة الكبرى»، «على الوردى»، در كتاب «وعاظ السلاطين»، «محمد كردعلى»، در كتاب «خطط الشام»، «احمد محمود» در كتاب «نظرية الامامة»، «كامل مصطفى الشيبى»، در كتاب «الصلة بين التصوف والتشيع»، «نعمتالله صفرى فروشانى» در كتاب «غاليان» و از ميان مستشرقان نيز به برنارد لويس، ولهازن، فريد ليندر و كايتانى، ساختگى بودن شخصيت تاريخى ابنسبأ را بيان داشتهاند. 3
مرحوم علامه «سيد مرتضى عسكرى» پژوهشگرى است كه بيشترين تحقيقات را درباره اين موضوع انجام داد و كتابى مشروح با عنوان «عبداللهبن سبأ»، در 3 جلد، تأليف كرد. او در اين كتاب ثابت مىكند كه در زمان حضرت علي (ع) شخصى بهنام عبداللهبن سبأ وجود نداشت؛ تا براى امام (ع) ادعاى الوهيت كند و گروهى به نام «سبئيه» نيز از او پيروى كنند. در واقع داستان عبدالله بن سبأ ساختگى است و مخالفان شيعه براى تخريب تشيع و ربط دادن آن به يهود، اين شخصيت را ساختهاند. 4