1152. روايت ام المؤمنين أمسلمه:
آيه إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً در اتاق من نازل شد و در اتاق من، هفت نفر بودند؛ جبرييل، ميكاييل، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام و من دم در اتاق نشسته بودم. از رسول خدا (ص) پرسيدم آيا من از اهلبيت نيستم؟ فرمود: « انك إلى خير انك من أزواج النبي ». 1 تو بر خير هستى، تو از همسران پيامبر هستى [نه از اهلبيت].
3. روايت عايشه امالمؤمنين:
پسر عموى «ابنحوشب» مىگويد: با پدرم نزد عايشه رفتيم و درباره على از وى پرسش كرديم. عايشه گفت: درباره كسى پرسش نموديد كه محبوبترين افراد نزد رسول خدا (ص) بود و دختر و محبوبترين فرد در پيش رسول خدا [فاطمه] زير دست او بود. خودم ديدم رسول خدا (ص) آنان را با حسن و حسين فراخواند و عباى خود را بر روى آنها كشيد و گفت: « اللّهمّ هؤلاءِ اهلُبيتي، فأذهبْ عَنهُم الرِّجْسَ وَ طَهِّرهُم تطهيرا »؛ «بارپروردگارا اينان اهلبيتمنند؛ رجس و پليدى را از آنان دور نما و به طور كامل پاكشان ساز.» به او نزديك شدم و گفتم: آيا من از اهلبيت تو نيستم؟ فرمود: « تنحي فإنك على خير ؛ دور شو تو بر خيرى». 2
از عايشه كلام ديگرى نقل است كه «ابن تيميه» از بنيانگذاران مكتب سلفى و پيشواى وهابيان، در كتابى كه در رد شيعه نگاشته، آن را نقل كرده است و مىگويد:
حديث كساء صحيح است و احمد [بن حنبل] و ترمذى از ام سلمه نقل كردهاند و مسلم نيز در كتاب صحيح خود آن را از عايشه به اين صورت نقل كرده است كه عايشه مىگويد: صبح روزى رسول خدا (ص) با عبايى نقشدار از منزل خارج مىشد