4411. عبيدالله بنعدىبن خيار مىگويد:
همانا مردى از انصار اين مطلب را گفت كه به خدمت پيامبر(ص)در مجلسى رسيد و مخفيانه از حضرت درباره كشتن مردى از منافقين اذن خواست. حضرت بهطور آشكارا فرمود: «آيا او گواهى به وحدانيت خدا نمىدهد؟» مرد انصارى گفت: «آرى اى رسول خدا؛ ولى گواهى او بىفايده است». حضرت فرمود: «آيا او گواهى به رسالت محمد از جانب خدا نمىدهد؟» عرض كرد: «آرى ولى گواهى او بىفايده است». حضرت فرمود: «آيا او نماز نمىگزارد؟» عرض كرد: «آرى، ولى نماز او بىفايده است». حضرت فرمود: «او و امثالش كسانى هستند كه خداوند از كشتن آنها نهى فرموده است». 1
12. بخارى به سندش از انس نقل كرده است كه گفت:
كان رسول الله (ص) إذا غزا قوماً لم يُغْزِ حتّى يُصبِح، فإذا سمع اذاناً أمسك، و ان لم يسمع اذاناً اغار بعد ما يصبح. فنزلنا خيبر ليلا. 2
رسول خدا(ص)وقتى مىخواست با قومى بجنگد، جنگ را شروع نمىكرد تا صبح شود و چون صداى اذان را مىشنيد دست از جنگ برمىداشت و اگر صداى اذان را نمىشنيد، بعد از صبح حمله را شروع مىكرد و ما شبانه وارد خيبر شديم.
از اين روايت استفاده مىشود كه چون اذان نشانۀ اسلام و مسلمانى است و با مسلمان نبايد جنگيد، بنابراين پيامبر اسلام(ص)به مجرد شنيدن صداى اذان از ميان مردم محل، دست از جنگ مىكشيد.
13. مسلم نيز از انس نقل كرده كه گفت:
رسول خدا(ص)هرگاه فجر طلوع مىكرد حمله را شروع مىنمود و به اذان گوش فرا مىداد و چون صداى اذان را مىشنيد دست مىكشيد،