37ناصرالدين البانى است. وهابياندر مباحث حديثى خود به او مراجعه و نظر اورا در مورد احاديث از حيث ضعف و صحت اخذمىكنند و آنقدر در حق او غلو مىكنند كه درباره او تعابيرى از قبيل «داناترين شخص روىزمين به سنّت»، «محدث عصر»، «امام دعوت»، «ناصرسنّت»، «محدث متقن» و «علامه متفنن» مىنمايند؛درحالىكه مىدانند او علم حديث و جرح وتعديل را نزد استاد متخصص يا غير متخصص فرا نگرفتهاست. البته پيروان او، اين مطلب را از علما مخفىمىكنند. البانى مىگويد:
اى خواننده كريم! هرگاه ارادهكردى تا اثرى از آثار خطرناك و منافى با نقلصحيح و عقل صريح علم كلام را ببينى، كتابهاىكوثرى و كسانى كه دنبالهرو او هستند و نيزشاكر سقّاف را قرائت كن كه به بصيرت وقناعتت به آنچه آنان از اساتيد خود فرا مىگيرند، افزوده خواهد شد. همانا «ياد مىگيرند امورى راكه بر آنان ضرر دارد و نه نفع...». 1
آنگاه مىگويد: «بل هو الكفر بعينه اذا التزموه...» 2؛ «بلكه به عينه همان كفر است اگر به آن ملتزم شوند...».
همچنين مىگويد:
من سخنى مىگويم كه كمتر از من صادر شده و آن اينكه واقع بسيارى از مسلمانان امروز از آنچه عموم عرب در جاهليت اول بودهاند، بدتر است؛ از جهت بدفهمى از معناى اين كلمۀ طيبه... . 3
شيخ عبداللهبن محمدبن صديق غمارى مفتى ديار مغرب، درباره البانى در كتاب «ارغام المبتدع الغبى» مىنويسد:
من در اينجا اقرار مىكنم كه البانىشخصى است كه در تصحيح و تضعيفش مورد اعتماد نمىباشد، بلكه در اين زمينه انواعى از تدليس و