30و) تكفير منكران محدوديت خدا
ابنتيميه مىگويد:
فهذا كلّه و ما اشبهه شواهد و دلائل على الحدّ و من لم يعترف به فقد كفر بتنزيل الله و جحد آيات الله.
1
پس تمام اين ادله و آنچه شبيه آن است شواهد و دلايلى بر محدود بودن خداست و هركس كه به آن اعتراف نكند، به تنزيل خداوند متعال كفر ورزيده و آيات الهى را انكار كرده است.
ز) تكفير كسى كه به زيارت قبر پيامبر(ص)مىرود
ابنتيميه مىگويد: «لايقصد السفر الى قبر النبىّ (ص) دون المسجد الاّ جاهلاو كافر» 2؛«قصد مسافرت به سوى قبر پيامبر(ص)، نه مسجد او، را به جز جاهل يا كافر نمىكند».
اظهار ندامت ابن تيميه در آخر عمر
وى كه سردمدار تكفير بود و وهابيان او را پيشواى خود مىدانند، اواخر عمرش از اشتباه خود بازگشت. ذهبى مىگويد:
از اشعرى، جمله عجيبى ديدم كه ثابت است و آنرا بيهقى روايت نموده كه از ابوحزم عبدرى شنيدم كهگفت از زاهربناحمد سرخسى شنيدم كه مىگفت:چون هنگام مرگ ابوالحسن اشعرى در خانهام در بغدادفرارسيد، مرا خواست. من نزد او رفتم. او گفت:بر من گواهى بده كه هرگز شخصى از اهل قبلهرا تكفير نمىكنم؛ زيرا همه اشاره به يك معبوددارند و اينها همه اختلاف عبارات است.
من مىگويم:رأى من نيز همين است و همچنين استاد ما ابنتيميه در اواخر عمر خود مىگفت: من هيچ يكاز افراد اين امّت را تكفير نمىكنم؛ زيرا