28اين حديث كمترين دلالتش تحريم تشبه به كفار است، گرچه ظاهر آن، مقتضى كفر كسانى است كه خود را به كفار شبيه مىكنند؛ همانگونهكه در قول خداوند به آن اشاره شده آنجا كه مىفرمايد:( وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ )؛(مائده:51) «و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند». 1
د)تكفيرفلاسفه
او درباره فلاسفه مىگويد:
قسم سوم از مذاهب فلاسفه، همان الهيان متأخر، همچون سقراط و افلاطون و ارسطو هستند كه معتقد به قديم بودن عالم و صادر شدن آن از علت قديماند. اين افراد گرچه به خالق اين عالم اقرار دارند، ولى حقيقت قول آنان تعطيل صانع اين عالماند و لذا مذهب آنان مشتمل بر بسيارى از كفريات است و آنان همان كسانى هستند كه فلاسفه اسلامى همچون ابنسينا و فارابى و امثال آن دو، مطالب را از آنها گرفتهاند. 2
همچنين مىگويد: «انّ هؤلاء المتفلسفة كفار يجب قتلهم باتفاق أهل الإيمان» 3؛«اين مدعيان فلسفه كافرند و كشتن آنها بهاتفاق اهل ايمان واجب است».
او در توجيه حكم به كفر فلاسفه مىگويد:
فلاسفه منكر معاد جسمانىاند و مىگويند: نعمت و عذاب، تنها روحانى است و بدن، نعمت و عذاب داده نمىشود و ادّعا مىكنند آنچه از نصوص قرآن و سنّت در مورد معاد جسمانى وارد شده، همگى ضربالمثلى براى فهم معاد روحانى است و اين حرف، كفر بوده و هر كس قائل به آن باشد، كافر است؛ زيرا پيامبر(ص)آن را بهطور روشن و كافى، به نحوى كه انسان عذر نداشته باشد، بيان نموده و نزد خاص و عام امّت اسلامى متواتر است. 4