25كسبوكار مردم و حركت كردن مردان با زنان و بچهها مىشدند و اگر مشاهده مىكردند كه زن و مرد با هم راه مىروند، از مرد سؤال مىكردند كه زنى كه همراه توست كيست و اگر جواب صحيح مىداد با او كارى نداشتند، وگرنه او را كتك مىزدند و دستگير مىكردند و به نزد رئيس شرطهها مىبردند و بر او گواهى به فاحشهگرى مىدادند. به اين دليل در بغداد آشوب بهپا شد.
«بدر خرشنى»، رئيس شرطه بغداد، روز دهم جمادىالثانى سوار بر مركب شد و به دو طرف بغداد خبر داد كه هيچكس حتى دو نفر از اصحاب ابومحمد بربهارى، از حنابله، حق اجتماع ندارند و نمىتوانند در مذهبشان مناظره كنند، و از آنان امامى نمىتواند نماز گزارد، مگر آنكه «بسم الله الرحمن الرحيم» را با جهر در نماز صبح و مغرب و عشا تلاوت كند؛ ولى اين تهديد در آنان تأثيرى نداشت و شر و فتنه آنان بيشتر شد و از كورانى كه به مسجد پناه برده بودند كمك گرفتند و چون شخصى شافعى مذهب، بر آنان گذر مىكرد، كوران را بر او تحريك كرده، تا سر حد مرگ او را با عصايشان كتك مىزدند.
توقيعى از جانب «راضى بالله» خليفه عباسى صادر شد ودر آن به حنابله خطاب كرد و از عملكرد آناناظهار نارضايتى نمود و به جهت اعتقاد به تشبيه وديگر عقايد توبيخ شدند و از آن جمله اينكه شماگمان مىكنيد كه صورتهاى قبيح و زشت شماهمانند پروردگار عالميان است و هيئت پست شما همانند هيئتخداست و اينكه شما براى خدا كف دست و انگشتانو پاها و دو نعل طلاكوب و موهاى فرفرى ورفتن به آسمان و آمدن از آن به دنيا راقائل هستيد. خداوند از آنچه ظالمين و منكران مىگويندبسيار بلندتر و بالاتر است. سپس طعن شما بر بهترين