201آمده و اهلعلم نبايد اختلافرا انكار كرده و يكديگر را تكفير كنند؛
5. پيروانروش تكفيرى درصدد ريختن خون مخالفان خود و دور كردنآنها از شهرهايشان هستند و عملشان وجهه دينى ندارد،بلكه اهداف آنها سياسى است. پس علماى امت بايد دربرابر آنها بايستند؛
6. تكفيرىها در منصرف كردن اذهانو رويكرد عموم مردم از دشمنان حقيقى امت اسلامى -كه همان يهوديان صهيونيست باشند - و نيز در متوجهكردن آنها به اختلافهاى مذهبى و قومى موفقبودهاند؛
7. شبكههاى ماهوارهاى تكفيرى كه جزگسترش روح دشمنى و تفرقه و نبش اختلافهاى تاريخىو تحريك و تشويق بر فتنه و دشمنى بينمسلمانان هدفى ندارند، نقش خطرناكى در از بين بردن همبستگىامت ايفا كردهاند. بنابراين، مجريان تكفيرى اين برنامهها در جرمها و قتلهايى كه بهدستتكفيرىها صورت مىگيرد، سهيم بوده و دستان آنهانيز به خون مسلمانان مظلوم آغشته است؛
8. جرائمى كهتكفيرىها در كشور مصر، سوريه، عراق و پاكستان انجامداده و مىدهند، لكه ننگى بر پيشانى امت اسلامىاست، تا چه رسد به اينكه جرائمى عليه انسانيت بودهكه در حق هموطنان اسلامى صورت مىگيرد. برهميناساس، مرتكبان آن بايد به جرم كشتن علماى اسلام، همچوندكتر محمد سعيد رمضان بوطى و كشتن علامه سيد ابراهيمو همسر و دو فرزند و تعدادى از انصارش درقريه «حطله» سوريه و كشتن علامه شيخ حسن شحاتهو تعدادى از يارانش در مصر و عمليات انفجارى كهدر عراق صورت مىگيرد، محاكمه شوند؛
9. علماى اين اجلاس، فرزندان اين امت، بهويژه جنگجويان آن رابه بازگشت به سماحت و گذشت اسلامى دعوت مىكنندو اينكه تقوا