132بسيارى از پدران و مادران و بر بسيارى از حاكمان و رهبران جزئى در مؤسسات و كارخانهها و معاهد يا زندههاست؛ زيرا آنان در بسيارى از موارد از حكم كردن به شرع خدا طفره مىروند. 1
14. نظر بوطى درباره قضيه «فلسطين»
بوطى مسئله آزادسازى فلسطين را در رأس اوليات امت دانسته و فتواهايى كه در مورد كوتاه آمدن از آن و تحريم عمليات استشهادى بوده و يا دعوت به خروج از فلسطين اشغالى (اين دليل كه دارالحرب بوده) را كرده و نيز فتواهايى كه صلح با دشمن را جايز دانسته و ايجاد ارتباط با او را طبيعى جلوه دادهاند را نقض كرده و مىگويد:
هر قدر سياست جهانى امروزه، بر جهان عرب و اسلامگسترش يابد و هر مقدار نتايجى كه اين سياست جهانىدر راستاى پايان دادن مشكل حق فلسطينى داشته باشد، ولىبايد حكم اسلام در مورد آن در ذهنها ثابت ماندهو در نوشتهها مسطور شده، بلكه بر سر زبانهادر هر مناسبتى با قطع نظر از ميزان امكان تنفيذشجارى باشد؛ زيرا ظرفيتهاى سياسى دائماً در حال تغيير است.ولى قرار اسلام و حكم آن، استقرار و استحكام داردو خداوند با آن، امتهاى آينده را مورد خطاب قرارمىدهد؛ لذا بر ما وظيفه است كه حكم آن راروشن كرده و به رغم زحمت حوادث جارى در اطرافو نقشههاى شوم كشيده شده درباره ما آن را بهفراموشى نسپاريم. 2
15. دفاع از حزبالله لبنان
او در رد مفتيان وهابى تكفيرى، مانند «عبدالله بن جبرين» و «شيخ ناصر العمر» كه ايستادگى حزبالله لبنان در برابر اسرائيل را جهاد ندانستهاند، جبههگيرى كرده و ادله آنها را خلاف عقل و خرد دانسته و مقابله حزبالله با اسرائيل را جهاد و واجب عينى اعلام كرده و پاك كردن س