130
9. اعتقاد سلف به تبرك
علامه بوطى دراينباره مىگويد:
من نيز تحت تأثير اين سردرگمى و حيرت قرار گرفتم و خود را متهم به جهل كردم و چنين فرض كردم كه در معلومات شرعىام كه گمان درستى آن را داشتم، دچار خطا شدهام و يا علم به حكمى از نظرم مخفى مانده است. اينها از باب حسنظن واجبى است كه بايد به برادران مسلمان، مخصوصاً علماى ايشان داشت؛ بيشترين حسنظنى كه امكان دارد. خوشحالم كه درباره سيره سلف صالح و ديدگاههاى آنها درباره آثار نبوت، از ابتداى زمان صحابه و بعد از ايشان، دوباره كاوش كردم، چه آثار مربوط به شخص رسول خدا(ص)و چه آثار مربوط به آنچه بر رسالت يا نبوت ايشان دلالت مىكند. ولى چيزى نيافتم، بهجز اجماع از ابتداى زمان پيامبر خدا(ص)، بر مشروعيت تبرك به آثار آن حضرت، بلكه دريافتم همه صحابه در اين كار از يكديگر پيشى مىگرفتند و بىشك، هر آنچه ما مىدانيم علماى نجد نيز مىدانند و آن عبارت است از احاديث صحيحى كه در صحيحين و غير آنها آمده و دلالت دارند بر تبرك صحابه به عرق، مو، آب وضو، آب دهان و پيالهاى كه پيامبر از آن آب مىنوشيد و مكانهايى كه در آن نماز برپا مىكرد و مىنشست و يا سخنرانى مىنمود. 1
10. مبارزه وهابيان با آثار اسلامى
علامه بوطى مىگويد:
سپستمام عالم اسلامى در اين روزگار ناگهان مواجه شدند بااين بدعت برادرانمان، بزرگان نجد كه با بدعتهاى خود،اجماع سلف مسلمانان و جانشينان آنها تا به امروز رادريدند، محل ولادت پيامبر را خراب كردند و به بازارحيوانات تبديل كردند و محل ميهمانى پيامبر در مدينه رابه