55منا] آورد. وقتى كه خواست او را از منا به طواف خانه خدا آورد، در ناحيه جمرهعقبه شيطان بر آدم آشكار گشت و از او پرسيد: آهنگ كجا
دارى؟ جبرئيل به آدم گفت: او را هفت سنگ بزن و با انداختن هر سنگى تكبير بگو. آدم چنانكه جبرئيل گفت، انجام داد و شيطان برفت. جبرئيل روز دوم، دست آدم را گرفت تا به جمره اولى رسيد، ابليس بر او آشكار شد، جبرئيل گفت: هفت سنگ به او بزن و با هر سنگى تكبير بگو. آدم چنان كرد. ابليس رفت و دوباره در محل جمره وسطى بر او آشكار شد و به آدم گفت: آهنگ كجا دارى؟ جبرئيل گفت: او را هفت سنگ بزن و با هر سنگى تكبير بگو، و آدم چنان كرد و ابليس فرار كرد و اين عمل را تا چهار روز انجام داد و جبرئيل بعد از آن به آدم گفت: شيطان را بعد از اين هرگز نخواهى ديد. 1
در روايتى ديگر از سيره حضرت ابراهيم(ع) آمده است:
چون ابراهيم از ساختن خانه خدا فارغ گشت، جبرئيل مناسك و آداب حج را به او آموخت و چون وارد منا شدند و از ناحيه عقبه فرود آمدند، شيطان در ناحيه جمره عقبه بر او آشكار شد، جبرئيل گفت: او را سنگ بزن، ابراهيم هفتبار او را سنگ انداخت و شيطان پنهان شد. دوباره در جمره وسطى بر او ظاهر شد، جبرئيل گفت: او را سنگ بزن. ابراهيم هفتبار سنگ انداخت و شيطان پنهان شد. براى بار سوم در محل جمره اولى بر او آشكار شد، مجدداً جبرئيل گفت: او را سنگ بزن. ابراهيم نيز هفت سنگ بر او زد و شيطان مخفى شد. 2