37حج مىپرسد و حضرت پاسخ مىدهد:
« الوِفادَةُ الَى اللهِ »؛ حج بهسوى خدا رفتن و در پيشگاه بارىتعالى حاضرشدن است. « وَ طَلَبُ الزِيادَةِ »؛ حج زيادتطلبى و كمالخواهى و از خدا پاداش و ثواب فراوان خواستن است. « وَالْخُروجُ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرفَ الْعَبْدُ وَ تائِباً مِمّا مَضى، مُسْتَأْنِفاً لِما يَسْتَقْبِلُ »؛ «حج، از گذشته تاريك و پرگناه خارج شدن و از آنچه در گذشته انجام شده، توبه كردن و براى آينده كار خوب و نيك را از نو آغاز كردن است». « مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَال » [حج وسيلهاى براى] خارج كردن و جداسازى دارايىها از يكديگر است؛ خمس و زكات و ديون واجب را پرداختن و حق فقرا و محرومان و ديگر حقوق دينى را ادا كردن است.
« وَ تَعَبِ الْأَبدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ خَطَرِ الأنفسِ عَنِ اللَّذَّات »؛ «حج بدن را به سختى انداختن، از زن و فرزند دور شدن و جان را از هواهاى نفسانى و شهوات و لذتهاى نامشروع منع كردن و تمرين خودسازى و گناه نكردن است».
« مَعَ ما في ذلِكَ لِجَميعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنافِعِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرّ وَ البَحرِ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يَحُجُّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ الِاجْتِمَاعُ فِيهَا »؛ «در حج براى تمامى مردم در شرق و غرب زمين و آنان كه در دريا و خشكى به سر مىبرند؛ چه آنها كه حج مىگزارند و چه غير آنان، از تاجر، فروشنده و خريدار، كاسب و كرايهدهنده مركب و فقير و مسكين، سودمندى بوده و نيازهاى مردم در اطراف و اكناف زمين را برمىآورد.