302نشان مىدهد. بدين ترتيب تكههاى جدا از همِ امت بزرگ اسلامى به هم وصل مىشود و عظمت مسلمانان به آنان برمىگردد.
واژگان كليدى: حج، مقام معظم رهبرى، مؤلفههاى تربيت، تربيت عقلانى، تربيت اخلاقى، تربيت قانونى
مقدمه؛ چارچوب نظرى
آيا انسان، موجودى خودكفا، مستقل و بىنياز از مربى است يا غيرخودكفا، وابسته و نيازمند به مربى؟ آيا انسان، آفريده شده است و امكانات و نعمتهاى مادى و معنوى بىشمار در اختيارش گذاشتهاند تا همچون ساير حيوانات، حياتى حيوانى و مبتنى بر شهوت داشته باشد يا مقصود ديگرى در كار بوده است؟ بشر به اين پرسش، هم پاسخ مثبت داده است، هم پاسخ منفى. اومانيستها، انسان را خودكفا، مستقل و بىنياز مىدانند كه ايسمهاى متعارض و متناقض و متكثرى از دل آن سربرمىآورد؛ براى نمونه: ليبراليسم و كمونيسم، هر دو اومانيستىاند اما با يكديگر تعارض دارند؛ دو نظام الهى و امانيستى با دو ابزار معرفتى حس و عقل سروكار دارند، آن هم عقل ابزارى؛ نظام الهى با غير خودكفا دانستن انسان، علاوه بر تأييد عقل و حس، نياز انسان به وحى كه از جانب خداوند متعال به انبيا ابلاغ مىشود را مطرح مىكند و به اين ترتيب، اين موجود خاكى با ملكوت ارتباط برقرار مىكند و نه به اصالت انسان كه به كرامت اكتسابى او فتوا مىدهد. پس از دل اين پرسش دو نظام متضاد الهى و اومانيستى سر بر مىآورند.
اكنون سؤال اين است كه وحى به كدام نيازهاى انسان پاسخ مىدهد و چرا؟ در پاسخ، بايد گفت وحى با مهندسى و تربيت وجوه سه گانه وجود انسان، به نيازهاى او پاسخ مىدهد؛ هر انسانى داراى باورها، گرايشها، كنشها، انديشهها، انگيزهها، رفتارها و نيز داراى عقل، قلب و حس است و پيامبر به ما تربيت عقلانى و نظام اعتقادى مىدهد و به انديشيدن درباره آنها، دعوت مىكند و همچنين با تربيت اخلاقى و با نظام