303فضائل و رذائل، و نيز با تربيت قانونى و ترسيم نظام رفتارى انسان، نياز وجه سوم وجود او را برطرف مىكند. بنابراين انبيا و سپس ائمه عليهم السلام با طرح و تبيين اصول دين، اخلاق و فقه به نيازهاى بنيادين انسان پاسخ گفتهاند. اين اصول شامل قوانين رفتار فرد با خدايش، با خودش، با هم نوعانش و با طبيعت پيرامونش مىشود. اما چرا انبيا به اين سه حوزه پرداختهاند؟ زيرا انسان داراى سه نشئه وجودى به نام روح، نفس و جسم، و يا جان، دل و تن است و انبيا طبق نقشه وجود انسان كه مطابق عالم هستى، يعنى ملك، برزخ و ملكوت است، به تربيت او همت گماشتهاند. 1
رهبر حكيم و فرزانه انقلاب مىفرمايند كه اسلام ابعاد سهگانهاى دارد كه با لايههاى وجودى انسان منطبق است؛ ابعاد سه گانه از اين قرار است:
1. بينشى خردمندانه و عميق درباره جهان و انسان مىدهد؛
2. توحيد ناب و دستورهاى اخلاقى و معنوى حكمتآميزى دارد؛
3. مقررات و نظامهاى سياسى و اجتماعى پايدار و فراگيرى دارد؛ همچنين همه انسانها را به اعمال و وظائف عبادى دعوت مىكند.
در اين فراز مهم، مقام معظم رهبرى، اسلام را ساماندهنده سه بعد زندگى بشر در سه حوزه بينش، خرد و عقلانيت؛ توحيد ناب و دستورالعملهاى معنوى مبتنى بر عقلانيت و مقررات نظامساز سياسى، اجتماعى و اقتصادى در دو سطح فردى و جمعى مىداند. اسلام براى بينش، گرايش و كنش انسان برنامه دارد. بر همين مبنا مقام معظم رهبرى مىفرمايند كه هدف بعثت پيامبر خدا؛ محمد مصطفى (ص) تربيت عقلانى، تربيت اخلاقى و تربيت قانونى انسان است. ايشان معتقدند كه بشر براى دست يافتن به زندگى راحت و با آسايش و آرامش و رو به تكامل به اين عناصر سه گانه نيازمند است. 2
بر اين اساس، در بهترين حالت، اومانيسم اگر با تأكيد بر نسبيت ارزشهاى اعتقادى