270مسلمانان نشان مىدهد. پس مراد از نظم در اين بحث، نظمى جامعهشناختى است كه از اجتماع حج به وجود مىآيد.
نظم خرد و نظم كلان
براى بررسى تأثيرگذارى حج در نظم بينالملل اسلامى، از ديدگاه مقام معظم رهبرى، به چارچوبى مفهومى در باب بيان درست راهكارهاى پيشنهادى ايشان نيازمنديم. از اينرو، در تحقيق حاضر، نظم بينالملل اسلامى، در دو سطح خرد و كلان بررسى مىشود.
يك - نظم در سطح خرد
براى بررسى تأثيرگذارى حج در نظم اسلامى، ابتدا عناصر سازنده نظم اجتماعى در سطح خرد را بررسى مىكنيم. دو عنصر اساسى سازنده جامعه در سطح خرد، «فرد» و «تعامل» است. 1 آنچه افراد را به هم پيوند مىدهد و باعث تكرار، دوام و شكل گرفتن تعاملها مىگردد، بعد «اظهارى» تعامل است؛ به عبارتى، تعامل هدف است، نه وسيله. از راه تعامل اظهارى است كه «ما» يا «اجتماع» يا «گروه اجتماعى» شكل مىگيرد؛ يعنى سنگ بناى «ما» يا «اجتماع»، تعامل است؛ مشروط به اينكه تعامل صبغه اظهارى به خود بگيرد. 2 تعامل نيز سه گونه است: 1. مبادلهاى؛ 2. گفتمانى؛ 3. ارتباطى. در روابط اجتماعى، حق، تكليف و عاطفه مبادله مىشوند. در بعد سياسى نقش رهبرى در «ما» نمود پيدا مىكند. در بعد فرهنگى، نقش اطلاعات، انتقال آنها و يادگيرى، آشكار مىشود و در بعد اجتماعى، كه بعد محورى «ما» است، تعاملها صورت مىگيرند. 3 با شكلگيرى «ما» مىتوان از نظمى اجتماعى صحبت كرد. براى حفظ «ما» و همچنين