219نيرويى در برابر آن ياراى مقاومت ندارد. عصبيت دينى، فوق همه عصبيتها است. 1
در عبارت زير، به دو سرمايه اصلى تحولات اجتماعى (سرمايه انسانى و سرمايه اجتماعى) اشاره شده است و نشان مىدهد كه سرمايه انسانى، مقدم بر سرمايه اجتماعى و سرمايه اجتماعى، ظهور قدرت سرمايه انسانى است. واگرايىهاى اجتماعى و سياسى ناشى از واگرايى ذهنى و درونى و معنويت گريزى است.
دو نكته اساسى در حج هست، كه يكى مربوط به شخص هر زائر... و يكى هم مربوط به مجموعه مسلمين و سياست دنياى اسلام... نكته اول، از اين جهت حايز اهميت است كه اگر آن نباشد، كار دومى هم چندان درست نخواهد انجام گرفت. كار سياسى و فرياد سياسى، در دنيا زياد است. آن فريادى كه در دلها اثر مىكند، جوامع را عوض مىكند، دشمن را حقيقتاً مىترساند و راه را واقعاً روشن مىكند، فريادىست كه از روى ايمان و از دلِ با تقوا و از انسان عاملِ صالح ناشى شده باشد؛ همانطور كه در انقلاب اسلامى ايران مشاهده شد... حج، يك هجرت است. هجرت از خود ما... از منيّت ما... از خودپرستىها... از خودخواهىها... از طبقهبندىها و مرزبندىهايى... (فقير و غنى، شريف و وضيع، بزرگ و كوچك) ... [حج انسانها] را به هم نزديك مىكند. (بيانات، 1371/2/16)
ج) عوامل فرسايش
تهديدها و عوامل فرسايش هر چيزى، متناسب با هويت آن است. آفات و تهديدهاى سرمايه اقتصادى، متفاوت از آفات سرمايه انسانى، فرهنگى و اجتماعى است. از آفات سرمايه اجتماعى، ناشى از حج، به موارد زير مىتوان اشاره كرد:
يك- احساسات افراطى ملىگرايى: يكى از ويژگىهاى سرمايه اجتماعى خودزايى است. استفاده ناصحيح يا عدم استفاده از آن عامل تقليل و نابودى است. 2