165جرعهها را بنوشد و هنوز در مضمون سياسى حج دچار ترديد و ابهام باشد؟ حج بىبرائت، حج بىوحدت، حج بىتحرك و قيام، حجى كه از آن تهديد كفر و شرك برنخيزد، حج نيست و روح و معناى حج را فاقد است. 1
الف) سطح فردى
آمادگى براى سفر حج در سطح اول و فردى، شوق، خودسازى، همت و دشوارىهاى خودش را براى دعوت شدن از مقام قرب الهى دارد و اين رحمت كمى نيست. مقدمات فكرى يك مسلمان براى آمادهسازى خود براى سفرى روحانى اهميت والايى دارد. در اين سطح دو اصل تسليم در برابر اوامر و نواهى الهى، قدرت اراده و ايمان فرد را ارتقا مىبخشد و اصل مسئوليت وى را از بىتفاوتى و تجاهل به اتفاقات محيطى هم دور خواهد كرد. اين دو اصل، موتور محرك انسان موحّد براى ايجاد تغيير و تحول در درون و برون زندگى است.
حج، يگانه فريضهاى است كه خداوند براى اداى آن همه آحاد مسلمين هر آنكس از آنان را، كه داراى استطاعت باشد از سراسر عالم و از خلوت خانهها و عبادتگاهها، به يك نقطه فرا مىخواند و در ايّام معلومات، در گونهگون تلاش و حركت و سكون و قيام و قعود، آنان را به يكديگر پيوند مىزند: (ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (بقره:199). دوم آنكه در همين كار دستجمعى و علنى، برترين منزل مقصود را ذكر خدا، يعنى كارى قلبى و نفسانى، معرفى مىكند: (وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ) (حج:28). سوّم آنكه در صفحه روشن و همهكس شناس آن، تصويرى از نماى كلّى زندگى انسان موحّد را عرضه مىكند و در عملى رمزى، به مسلمان درس زندگى هدفدار و جهتدار مىدهد. از ورود در ميقات و حضور در ساحت احرام و تلبيه و تروك تا طواف، گرد مركز كعبه و سعى ميان صفا و مروه و وقوف در محشر عرفات و مشعر و ذكر و