152مديريت و راهبرى روابط بينالملل (با درك تمام موانع آن) بايد مورد بازسازى و تحول بنيادى قرار گيرد. جهان اسلام با تأمل در فلسفه غايى حج و نظامهاى فرهنگى و سياسى آن مىتواند منبع و سرمايه فرهنگى گستردهاى براى بسيج امت اسلامى در راه حراست از هويت عالى خود و جبران مطالبات خود و ساير ملتها فراهم كند تا بستر متعادل و احترامآميزى از روابط بينالمللى شكل گيرد و مسير رسيدن به صلح جهانى هموارتر گردد.
واژههاى كليدى:
فرهنگ سياسى حج، انقلاب اسلامى، جهان اسلام، حكمرانى جهانى، صلح.
1. مقدمه
در ديدگاه اسلامى اصالت با صلح و سلم است و زندگى مسالمتآميز با مردمان غيرمعاند از هر دين، عقيده و مرامى يك اصل است. به رغم پيشرفتهاى مختلف فكرى، مادى و فنى در جهان، جهانيان از سدههاى گذشته در گردونهاى از رقابتها، سوء تفاهمها، تنشها، تعارضها و جنگهاى خانمانسوزى گرفتار شدهاند و از هر منظر و مكتبى كه متخصصان براى رسيدن به صلح و امنيت جهانى (براى همه) نظريهپردازى مىكنند، به مراتب اين آرزو دستنايافتنىتر مىشود. واقعيتهاى بينالمللى و اندرونى دولتها قابل درك هستند، اما نياز به تغيير و تحول در مجموعه مناسبات بينالمللى هم بيش از پيش بايد مورد جستوجو و مداقه قرار گيرد. باعث تأسف است كه مخاطرات معطوف به صلح و امنيت جهانى هر روز بيشتر و گستردهتر مىشود. نگرش و عمل مديريت جارى نظام بينالمللى داراى ظرفيت و چارچوبهاى اصولى همهجانبهنگر براى لحاظ كردن ارزشها، اعتبار و منافع ملتها نيست. مردمان و دولتها شأن و احترام خود را دارند و مضاف بر حقوق مساوى براى استفاده از مواهب آن، مىتوانند و مىبايد در اداره و استقرار امور مربوط به صلح جهانى، محل توجه باشند. در واقع، بخش عمدهاى از اين جمعيت و جامعه جهانى را مسلمانان تشكيل مىدهند.