36
فرار از آتش بيتالمال
در عصر خلافت امام على(ع) كه اموال بسيار براى بيتالمال، به كوفه مىآمد، قنبر، غلام على(ع) چند ظرف طلا و نقره از بيتالمال را به حضور ايشان آورد و گفت: «آنچه بود، همه را تقسيم كرديد و براى خود چيزى نگه نداشتيد. من اين ظرفها را براى شما ذخيره كردهام».
امام على(ع) شمشير خود را كشيد و به قنبر فرمود: «واى بر تو! دوست دارى كه به خانهام آتش بياورى». سپس ظرفها را قطعه قطعه كرد و سرپرست كارهاى شهرى را طلبيد و آنها را به او داد تا عادلانه تقسيم كند. 1
بيتالمال و حقوق مردم
روزى عقيل، برادر بزرگ اميرمؤمنان(ع)، در زمان خلافت ايشان، به حضور حضرت آمد و تقاضاى مبلغى وام كرد و گفت: «به كسى قرض دارم و چون وقت اداى آن فرا رسيده است، مىخواهم قرض خود را ادا كنم».
امام(ع) فرمود: «قرض تو چقدر است»؟ عقيل نيز مبلغ را گفت. امام(ع) فرمود: «من اين اندازه پول ندارم. صبر كن تا سهم خودم از بيتالمال به دستم برسد. آنگاه آن را در اختيار تو خواهم گذاشت». عقيل گفت: «بيتالمال در اختيار توست. باز مىگويى صبر كن تا سهمم برسد. اگر همه سهم خود را نيز به من بدهى، نمىتوانم قرضم را ادا كنم».
امام على(ع) به عقيل فرمود: «پس بيا من و تو هركدام شمشيرى برداريم و به حيره (محلى نزديك كوفه) برويم و به يكى از بازرگانان