37آنجا شبيخون بزنيم و اموالش را بگيريم تا پولدار شويم و تو نيز قرض خود را بدهى». عقيل فرياد زد: «واى! يعنى برويم دزدى كنيم؟»
على(ع) فرمود: «اگر مال يك نفر را بدزدى، بهتر از آن است كه مال عموم را بدزدى. بيتالمال، براى عموم مسلمانان است. اگر از آن براى منافع خصوصى، زيادتر از ديگران برداريم، از اموال عمومى دزدى كردهايم».
به اين ترتيب، عقيل نااميد شد و ديگر سخنى نگفت. 1
آرى! كسانى كه بيتالمال را در اختيار دارند، بدانند كه استفاده نادرست از آن، دزدى از همه مردم بهحساب مىآيد؛ بهطورىكه بايد به همه آنان پاسخگو باشند.
پايان دوستى
«عمرو بن نعمان جعفى» مىگويد: امام صادق (ع) دوستى داشت كه پيوسته همراه امام بود. يك روز كه همراه حضرت بود، غلام سندى وى نيز پشت سرش راه مىرفت. بعد از مدتى، آن مرد پشت سرش را نگاه كرد. اما غلامش را نديد. او اين كار را چندبار تكرار كرد و به دنبال غلام گشت. وقتى او را ديد، با خشم به مادر غلام، ناسزا گفت. امام صادق (ع) به نشانه تعجب، دست خود را محكم بر پيشانى خويش زد و فرمود: «سبحان الله! به مادرش نسبت ناروا مىدهى؟ من مىپنداشتم تو مرد پرهيزكارى هستى [و حرمت ديگران را رعايت مىكنى]. اما معلوم شد تو تقوا ندارى».
مرد گفت: «يا ابن رسول الله! مادر اين غلام، «سندى» مشرك است. [بنابراين من تهمت ناروا به او نزدهام]».