31اختيار صاحب آن قرار داده است؛ برخلاف حقالله كه اختيار آن در دست امام است كه آن را ببخشد يا مطالبه كند؛ همانگونه كه امام باقر(ع) فرمود:
لا يُعفَى عَنِ الحُدُودِ التّي لله دُونَ الاِمامِ فَاَمّا ما كانَ مِن حقِّالنّاسِ في حَدٍّ فَلا بَأسَ ان يُعفَى عَنهُ دُونَ الاِمامِ. 1
در حدود الهى غير از امام عفو نمىكند. اما حدودى را كه مربوط به حقالناس است، صاحب حق مىتواند عفو كند.
گفتنى است كه با استغفار تنها، نمىتوان از حقالناس خلاصى يافت. بلكه بايد رضايت صاحب حق را بهدست آورد؛ چنانكه امام باقر(ع) فرمود:
الظُّلمُ ثَلاثَة ظُلمٌ يَغفِرُه اللهُ وَ ظُلمٌ لا يَغْفِرهُ اللهُ وَظُلمٌ لا يَدَعُه اللهُ فَامَّا الظُّلمُ الَّذي لا يَغفِرهُ فَالشِّركُ وَ امّا الظُّلمُ الَّذي يَغفِرُه فَظُلمُ الرَّجُلِ نَفسَه فيما بَينَه وَ بَينَ اللهِ وَ امّا الظُّلمُ الَّذي لا يَدَعَهُ فالمُدايَنَةُ بَينَ العِبادِ. 2
ظلم سه دسته است: ظلمى كه خداوند مىآمرزد. ظلمى كه خداوند نمىآمرزد و ظلمى كه آمرزش آنها را نبايد از خدا خواست. اما ظلمى را كه خدا نمىآمرزد، شرك به پروردگار است و اما ظلمى را كه خدا مىآمرزد، ستمى است كه فرد به خود مىكند در آنچه بين او و خداست و اما ظلمى كه نبايد از خدا تقاضاى آمرزش آن را كرد، حقوقى است كه بين او و بندگان خدا وجود دارد (حقالناس).
امام صادق(ع) در روايتى درباره ضرورت اداى حق مؤمن فرمود:
«ما عُبِدَ اللهُ بِشَيءٍ افضَلَ مِن أَداءِ حَقِ المُؤمنِ» 3؛ «خداوند پرستش نشده است به