29
حقالناس از ديدگاه عقل
بهطوركلى حرمت تصرف در اموال ديگران، بدون اجازه آنها، مسئله روشنى است كه عقل همگان بدان حكم مىكند و نياز به هيچ استدلالى ندارد؛ زيرا با تصور موضوع (مال مردم)، حكم آن، يعنى حرمت تصرف ديگران بدون اجازه مالك، بدون هيچگونه استدلالى ثابت مىشود. 1
بسيار بديهى است كه مالك بر مال خود تسلط دارد؛ زيرا ما وقتى چيزى را حق و ملك كسى مىدانيم؛ يعنى مالك براساس قانون مجاز است هرطور مىخواهد در آن مال تصرف كند؛ هرچند تسلط ظاهرى بر آن نداشته و از دسترس او دور باشد.
بنابراين، قاعده كلى و فقهى
«الناس مسلطون على اموالهم» ؛ «مردم بر اموال خويش تسلط دارند»، يك قضيه بديهى است و اگر ما هيچ روايت يا دليل فقهى ديگرى هم نداشتيم كه دلالت بر اعتبار مضمون و محتواى اين قاعده داشته باشد، باز هيچ مشكلى پيش نمىآمد؛ چراكه اين قاعده، يك قضيه بديهى است كه نياز به استدلال ندارد. تنها همين كه در يك مكتب و در يك نظام حقوقى، مالكيت پذيرفته شود، تسلط بر مال نيز،