53ناگفته پيداست كه پيشداورى خليفه و تمايلات باطنى او به گرفتن فدك سبب شد كه خليفه شهادت آن دو را كه تنها بر تقسيم درآمد ميان مسلمانان گواهى مىدادند، دليل بر مالك نبودن زهرا بگيرد، در صورتى كه يك چنين عملى با ادعاى دخت پيامبر(ص) منافاتى نداشت.
جالبتر از همه اينكه خليفه به دخت پيامبر(ص) قول داد كه روش من درباره فدك همان روش پيامبر(ص) خواهد بود. اگر به راستى فدك جزء اموال عمومى بود چه نيازى به استرضاى خاطر دخت پيامبر حضرت زهرا(عليها السلام) بود؟ و اگر مالك شخصى داشت و ملك دخت پيامبر(ص) بود، چنين وعدهاى با امتناع مالك از تسليم ملك، مجوز تصرف در آن نمىگردد.
از همه گذشته، ما فرض مىكنيم كه خليفه اين اختيارات را هم نداشت، ولى مىتوانست با جلب نظر مهاجر و انصار و رضايت آنان، اين سرزمين را به دختر پيامبر واگذار كند. چرا چنين نكرد و شعلههاى غضب و خشم دختر پيامبر را در درون خود بر افروخت؟
در تاريخ زندگى پيامبر مانند اين جريان رخ داد و پيامبر مشكل را از طريق جلب نظر مسلمانان گشود؛ زيرا در جنگ بدر، ابى العاصبن ربيع، داماد پيامبر، شوهر زينب، اسير گرديد و مسلمانان در ضمن هفتاد اسير او را نيز به اسارت گرفتند. از طرف پيامبر اكرم(ص) اعلام شد كه كسانى كه بستگانشان اسير شدهاند، مىتوانند با پرداخت مبلغى اسيران خود را آزاد سازند.
ابى العاص، داماد پيامبر، شوهر زينب، از مردان شريف و تجارت پيشه مكه بود. وى با دختر پيامبر در زمان جاهليت ازدواج نمود و پس از بعثت، بر خلاف همسر خود، به آيين اسلام نگرويد و در جنگ بدر بر ضد مسلمانان نيز شركت داشت و اسير گرديد. همسر او زينب آن روز در مكه به سر مىبرد.
زينب براى آزادى شوهر خود، گردنبندى را كه مادرش خديجه در شب