47 140 كيلومترى مدينه قرار داشت. بنابراين، هيچ بعيد نيست كه دخت پيامبر اطمينان داشته است كه خليفه براى اثبات مالكيت و تصرف او گواه خواهد خواست؛ لذا به گرد آورى گواه پرداخته، آنان را به محكمه آورد.
4. شكى نيست كه دخت پيامبر(ص)، به حكم آيه تطهير، از هرگناه و پليدى مصون بود و دختر خليفه، عايشه نزول آيه تطهير را درباره خاندان رسالت نقل كرده است و كتابهاى دانشمندان اهل تسنن نزول آيه را در حق فاطمه و همسر او وفرزندانش(عليهم السلام). تصديق مىكنند.
احمد بن حنبل در مسند خود نقل مىكند: «پس از نزول اين آيه، هر وقت پيامبر(ص) براى اقامه نماز صبح از منزل خارج مىشد و از خانه فاطمه عبور مىكرد مىگفت: «الصلاة» ، سپس اين آيه را مىخواند؛ إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و اين كار تا شش ماه ادامه داشت. 1
آيا با اين وضع صحيح است كه خليفه از دخت پيامبر(ص) شاهد و گواه بطلبد؟ آن هم در موردى كه براى زهرا(عليها السلام) هيچ مدعى خصوصى وجود نداشت و تنها مدعى او خود خليفه بود و آن هم به عنوان خلافت و حفظ منافع عمومى مسلمانان!
آيا شايسته است كه خليفه تصريح قرآن را بر طهارت و مصونيت زهرا(عليها السلام) از گناه كنار بگذارد و از او شاهد وگواه بطلبد؟ اشتباه نشود ما نمىگوييم چرا قاضى به علم خود عمل نكرد و علم از شاهد و گواه استوارتر است. ولى علم نيز، بسان شاهد، اشتباه و خطا مىكند؛ هرچند خطاى يقين كمتر از ظن و گمان است. ما اين را نمىگوييم.
ما مىگوييم كه چرا خليفه تصريح قرآن را بر مصونيت زهرا(عليها السلام) از گناه وخطا، كه يك علم خطا ناپذير و دور از هر نوع اشتباه است، كنار گذارد؟ اگر