29مختلف از جمله دخالت نظامى و حضور خارجىها در منطقه افزايش مىدهد. براى اين بازيگران ضمن اينكه حفظ منافع ژئوپلتيك در بحران سوريه كليدى است، مسائل هويتى و ارزشى و برداشتهاى ناشى از تهديدات ساير بازيگران كه در نتيجه تحولات عربى مطرح شدهاند هم مهم است. آنها در پى حفظ منافع ژئوپلتيك خود هستند، به طور خاص سياست جمهورى اسلامى ايران در سوريه مقابله با خطر بالفعل، خوى استكبارى، تجاوز و زياده خواهىهاى رژيم اشغالگر قدس است.
در طرف ديگر بازيگرانى جديدى همچون تركيه و قطر قرار دارند كه بيشتر تحت تاثير نقش هويتى و تصور از افزايش نقش منطقهاى خود در شرايط گذار منطقه منافع و نوع سياست خود در بحران سوريه را تنظيم كردهاند. اين دو بازيگر كه پيش از وقوع تحولات عربى نقش خود را با محوريت "ميانجيگرى" در منطقه دنبال مىكردند، به يكباره احساس كردند كه خلا قدرت ناشى از انتقال سياسى در خاورميانه و بخصوص در سوريه، فرصتى براى آنها فراهم كرده تا نقش خود را فراتر از جنبه سابق تعريف كرده و وارد حوزه نقش سازى سه بازيگركليدى