95شروع شد. اما با تأسف، مفهوم جهاد را وهابىها براى خودشان مصادره كردند و آن را سلفىگرى جهادى ناميدند؛ چون وقتى مفهوم جهاد در انديشه سيد قطب و پس از او، عبدالسلام فرج و گروههاى جهادى ديگر مطرح شد، لبه تيز دشمنىشان آمريكا، اسرائيل، انگليس و كشورهايى از اين قبيل است. هيچگاه انديشه سيد قطب و امثال او اين نبود كه عليه جهان اسلام شمشير بكشند و نمىخواستند جهاد را عليه فرقهاى مذهبى قرار دهند. شما مىبينيد كه قطبيه با سردمداران سرسپرده كشورها مانند «انور سادات» مبارزه مىكرد. اما به شيعيان مصر كارى نداشت. ولى سلفىگرى تكفيرى عليه شيعيان شمشير مىكشد و براى آنكه به فعاليتهاى خودش مشروعيت بدهد، اسم اين گرايش را سلفىگرى جهادى گذاشتهاند. سلفىگرى تكفيرى، رسماً با حربه تكفير، شمشير را در ميان خود مسلمانها قرار داد و در ميان خود مسلمانها كشت و كشتار مىكند. نماد اصلى سلفىگرى تكفيرى در القاعده شكل گرفت. رهبر القاعده جزء خانوادههاى مرفه سعودى است. پس ريشه در خود عربستان دارد. اين سلفىگرى تكفيرى هم كه به مسامحه جهادى گفته مىشود، با دربارىها مخالف است؛ هرچند با شيعه هم بد هستند.
به عبارت ديگر، سلفىگرى تكفيرى از يك سو،