75در اين رابطه، سياستمداران آمريكايى به دليل اين مشكلها و استراتژى حامى- پيرو، از سالها قبل دچار دوگانگى شدهاند و به همين دليل، مقامهاى دولتى آمريكا ضمن داشتن انتقاد به ساختار غير دموكراتيك عربستان، عموماً از انتقاد آشكار از عربستان خوددارى مىكنند. البته انتقاد و اعتراض آمريكاييان به نظام سياسى اقتدارگرا و غيردموكراتيك عربستان به هيچوجه به معناى حمايت آمريكا از مردم عربستان و بهطور كلى، خاورميانه نيست، بلكه دموكراسى شعار و ابزارى در دست نظام امپرياليستى آمريكاست كه منافع خود را تأمين كند و خطرهايى كه آمريكا را تهديد مىكند، حذف كند. اين مسئله پس از حوادث يازدهسپتامبر تقويت شد. آمريكاييان كه گرايشهاى راديكال و خشونتگراى اسلامى را حاصل ديدگاههاى سلفى افراطى و حكومتهاى اقتدارگراى جهان عرب مىدانستند، سعى كردند با تغيير حكومت و نظامسياسى اين كشورها، اين خطر را از خود دور كنند.
اين ايده در سخنان سياستمداران آمريكا به روشنى ديده مىشود؛ چنانكه جورج بوش در توضيح محورهاى عمده رويكرد ايالات متحده در برابر منطقه اظهار داشت كه 60 سال حمايت از ديكتاتورها در منطقه، آمريكا را ايمن نگردانيده است. ازاينرو، آمريكا استراتژى «آزادى در خاورميانه» را برگزيده است. او در ژوئن 2004م، اين