110ياد مىكردند و گرايش راديكال ضد غرب و يا ضد اسرائيلى داشتند، احساس نفرت و ترس داشتند. از حكومت ناصر و قذافى گرفته تا حزب بعث عراق و سوريه و جمهورى يمن جنوبى (يا همان جبهه پايدارى قديم) و «جنبش ظفار» 1، همه و همه از نظر شيوخ سعودى، تهديدى براى اقتدار و هژمونى عربستان در منطقه محسوب مىشدند. بر اين اساس، سوريه آخرين حلقه از حكومتهايى است كه در فضاى راديكاليسم دهه و ميلادى به قدرت رسيدند و ميراث آن دوره تاريخى به حساب مىآيد. رها شدن از دست حكومت سوريه براى سعودى به منزله تسويه حساب با يك گذشته تاريخى و رهايى كامل از كابوس يك تهديد بالقوه و به عبارتى، ناسيوناليسم عرب است كه حتى شبح آن نيز براى حكومت سعودى آزاردهنده است. در اين شرايط بود كه دولت سعودى از همان آغاز در تسليح و سازماندهى مخالفان مسلح، بهويژه سلفىها، كوشيد. در واقع، بدون اين كمكهاى تسليحاتى و