66 زمينه نقل شده است. ولى در اين صورت اولاً دليلى براى ذكر ( وَ لْيُوفُوا ) وجود نخواهد داشت جز آنكه از باب ذكر خاص بعد از عام باشد. ثانياً اين معنا با كلمه «ثُمّ» كه براى ترتيب و تراخى است، متناسب نخواهد بود؛ زيرا مناسك ديگر بعد از ذبح، بيان نشده است تا با ذكر «ثمّ» متناسب باشد. بنابراين قول اول صحيحتر است؛ زيرا هم با معناى لغوى «تفث» كه به معناى آلودگى و چرك است متناسب خواهد بود و هم كلمه «ثمّ» در جايگاه واقعى خود واقع شده است؛ چرا كه از نظر شرع، حلق يا تقصير بايد بعد از ذبح واقع شود و تراخى هم به جهت خوردن و اطعام است كه بعد از ذبح، واقع مىشود. 1
(وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ)
بسيارى از مردم نذر مىكنند كه اگر توفيق زيارت خانه خدا حاصل گردد، افزون بر واجبات حج، صدقات و كارهاى خيرى را نيز انجام دهند: گوسفندى بكشند، قرآنى ختم كنند، شكمى را سير كنند، برهنهاى را بپوشانند و نظاير اينها.
قرآن يادآور مىشود، حال كه نذركننده به مقصود خود رسيده است، لازم است نذرش را وفا نمايد.
البته بعضى آن را به وفا كردن مطلق نذر حمل كردهاند؛ زيرا شهر مكه و زمان حج، بهترين مكان و زمان براى اين كار است. برخى