276 جزء دين است، بدعت نيست، وگرنه، پخش و اشاعۀ آن در ميان مسلمانان به اين عنوان كه جزئى از شريعت است، بدعت است.
گذشتگان نيز مثل ديگران مأمور بودند كه از ثقلين (قرآن و عترت، يا قرآن و سنت) پيروى كنند. پس موافقت و مخالفت آنان ملاك حق و باطل نيست و هر كه در گذشته بوده، صالح نبوده است. در ميان پيشينيان، صالح و فاسد و عادل و ظالم بوده است، هم چنانكه همۀ افراد بعدى هم فاسد نبودهاند، بلكه در ميان آنان هم خوب و بد بوده است.
دكتر محمد سعيد رمضان بوطى گويد: پيشينيان از معناى اين كلمه (سلف)، مظهرى براى هر شخصيت بارز يا هر وجود فكرى يا اجتماعى مخصوص به آنان برداشت نكردهاند كه آنان را از مسلمانان ديگر متمايز سازد و باورهاى اعتقادى يا تعهدات رفتارى و اخلاقى خود را در گرو يك گروه اسلامى كه داراى فلسفه و شخصيت مستقل فكرى باشند قرار ندادهاند، بلكه ميان آنان و ديگران نهايت تعامل و تفاهم و داد و ستد فكرى در سايۀ آن روش مورد اتفاق بوده است و هرگز به خيال آنان خطور نمىكرده كه در آينده مانعى پيدا خواهد شد كه ميان آنان و ديگران جدايى و مرزبندى پديد آورد و مسلمانان را در توالى نسلهاى اسلامى به دو گروه تقسيم كند كه هر كدام افكار و تصوّرات و جهتگيرىهاى خاصى به عنوان پيشينيان و پسينيان، (سَلَف و خَلَف) داشته باشد بلكه در ذهن آنان از دو واژۀ خلف و