275
بدعتگذارى در تعريف بدعت
تعريف بدعت و مفهوم آن روشن شد، بدعت آن بود كه چيزى در دين وارد شود كه در قرآن و حديث نيست.
از نمونههاى بدعت، اين است كه سيرۀ گذشتگان معيار حق و باطل قرار گيرد، بسيارى از وابستگان به سلفىها را مىبينيم كه بسيارى از امور را تنها به اين دليل كه در زمان صحابه و تابعين نبوده است، بدعت مىشمارند. مثلاً ابن تيميّه، جشن گرفتن به مناسبت ميلاد پيامبر(ص) را بدعت مىداند، به اين دليل كه پيشينيان آن را انجام ندادهاند، با آنكه مقتضى بوده و مانعى هم در كار نبوده است و اگر اين كار، خير محض يا پسنديده بود، گذشتگان از ما شايستهتر بودند كه انجام دهند، چون آنان رسول خدا(ص) را بيشتر دوست داشتند و از ما بيشتر او را تعظيم مىكردند و بر انجام كار نيك، حريصتر بودند. 1
و دربارۀ برخاستن به احترام قرآن و بوسيدن آن مىگويد: «ما در اينباره چيزى كه از گذشتگان نقل شده باشد نمىدانيم!» 2
بايد گفت: معيار در تشخيص بدعت از سنت، رجوع به «ثقلين» است، چه آن را به قرآن و عترت تفسير كنيم، آنگونه كه بيشتر چنين گفتهاند، و چه آن را قرآن و سنت بدانيم، به روايت امام مالك در موطّأ با سند مرسل. 3 پس اگر چيزى از قرآن و سنت دلالت مىكرد كه آن