260 بهاندازهاى بزرگ و بزرگوار بود كه مىتوانست اين سخنان را به زبان آورد و از نبوت فعلى خود گزارش دهد، آيا حق داريد به خدا اعتراض كنيد كه چگونه كودك شيرخوار، پيامبر شده است؟
گاهى تصور مىشود كه حضرت مسيح در آن دوران كودكى داراى چنين مقامى نبوده بلكه از آينده خود خبر مىدهد، ولى اين نوع تأويلى است ممنوع، همه جملهها به صورت فعل ماضى آغاز شده و مىفرمايد: آتٰانِيَ الْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا .
درباره حضرت يحيى قرآن مجيد مىفرمايد: وَ آتَيْنٰاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ؛ «و ما در كودكى به او فرمان [نبوت] داديم». (مريم: 12)
درست است كه دوران شكوفايى عقل انسان، معمولاً حدّ و مرز خاصى دارد، ولى مىدانيم هميشه در انسانها افراد استثنايى وجود داشتهاند. چه مانعى دارد كه خداوند، اين دوران را براى بعضى از بندگانش به خاطر مصالحى فشردهتر كند، و در سالهاى كمترى خلاصه نمايد.
بنابراين، چه مانعى دارد كه حضرت مهدى(عج) از اين كودكان استثنايى باشد كه در دوران كودكى عقل او شكوفا و دستگاه فكرى او تكامل يافته باشد؟
در اينجا ما حديثى را از امام جواد(ع) نقل مىكنيم كه او هم از دوران كودكى به امامت رسيد. على بن اسباط مىگويد: به خدمت امامجواد(ع) رسيدم درحالىكه سنّ او كم بود. من درست به قامت او خيره شدم تا به ذهن خويش بسپارم به هنگامى كه به مصر باز