159 اطاعت آنها را در رديف اطاعت اين دو قرار مىدهد، نمىتوان گفت كه مراد حكام بلادند ولو ظالم و ستمگر و وابسته به قدرتهاى خارجى باشند، به گواه اين كه: آنگاه كه ابراهيم، امامت و خلافت را براى ذرّيه خود، خواست، خدا گروه ظالم را استثنا كرد و فرمود: لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ ؛ «پيمان من به ستمكاران نرسد». (بقره: 124)
اگر طرف اين سخن، اهل دانش و بينش باشند، مىتوانند واقعيت «اولى الامر» را دريابند و آن اينكه از يك طرف، اطاعت ظالم و ستمگر در اسلام، حرام است، و از طرف ديگر، خدا به صورت مطلق و بدون قيد و شرط، اطاعت «اولى الامر» را واجب كرده است. با ملاحظه اين دو مطلب مىتوان گفت كه اولىالامرى كه اطاعت آنها به صورت مطلق واجب است، اولى الأمرى است كه معصوم و در غياب معصوم، فرد عادل و پرهيزگار باشد.
خوشبختانه امام رازى به اين نكته توجه كرده و بدان اعتراف نموده است. وى مىگويد:
كسى كه خدا اطاعت او را بهطور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتماً بايد معصوم باشد، زيرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى كه مرتكب اشتباهى مىشود، خداوند اطاعت او را لازم شمرده و پيروى او را در انجام خطا لازم دانسته، و اين خود، يك نوع تضاد در حكم الهى ايجاد مىكند، زيرا از يك طرف انجام آن عمل ممنوع است، و از طرف ديگر پيروى از اولوالامر لازم است و اين موجب اجتماع امر و نهى مىشود.