156 مسلمان كه پيامبر(ص) را ديدهاند از احترام خاصّى برخوردار باشند.
اگر بخواهيم اين مطلب به صورت برهانى روشن شود، بايد به سه مطلب توجه كنيم:
1. استثنا هميشه بايد با مستثنىمنه، نوعى پيوند و رابطه داشته باشد، اگر مىگويند: «
جاء القوم إلاّ زيد » بايد «مستثنى» در «مستثنى منه» داخل باشد و لذا استثناى منقطع در كلام فصيح وارد نمىشود، مگر به تأويل خاصى.
2. در آغاز آيه، مىفرمايد: لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً ، من از شما در تبليغ رسالتم پاداشى نمىطلبم. در اينجا درخواست هرنوع پادش را نفى مىكند.
3. در جمله إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ دوستى قربى را به عنوان پاداش مىطلبد.
و ناگفته پيداست مودّت در صورتى -ولو به ظاهر -پاداش پيامبر(ص) مىشود كه نتيجه آن به خود او بازگردد، و اين در صورتى است كه قربى به خويشاوندان او تفسير شود كه نوعى تكريم پيامبر(ص) و شادمانى روح و روان اوست.
و امّا اگر بگوييم مراد از قربى، كليه كسانى است كه پيامبر(ص) را ديدهاند، از مكى و مدنى و يمانى و حبشى و...، در اين صورت استثنا معنى صحيحى پيدا نمىكند. دوست داشتن اين همه انسانها با جنسيّتهاى مختلف چه ارتباطى با پيامبر(ص) دارد كه پاداش او حساب