120
أَرْكَانُهُ وَ عِزٌّ لا تُهْزَمُ أَعْوَانُه.
كتاب خدا در ميان شما، سخنگويى است كه هرگز زبانش به كندى نمىگرايد و خانهاى است كه هيچگاه ستونهايش فرو نمىريزد و مايه عزت است، چنانكه يارانش هرگز شكست نمىخورند.
آيا كتابى كه - نعوذ بالله - دستخوش تحريف شده باشد، مىتواند داراى چنين اوصافى باشد؟ در خطبه 176 مىفرمايد:
إِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَعِظْ أَحَداً بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ فَإِنَّهُ حَبْلُ اللهِ الْمَتِينُ وَ سَبَبُهُ الأَمِينُ.
خداى پاك، هيچكس را به چيزى مانند قرآن، اندرز نداده است. چرا كه آن ريسمان استوار الهى و وسيله مطمئن اوست.
و امّا كتاب محدّث نورى به نام «فصل الخطاب» يك كتاب روايى است نه كتاب عقيدتى و رواياتى كه پيرامون تحريف نقل كرده به چند دسته تقسيم مىشوند:
1. قسمتى از اين روايات مجعول است و براى بىاعتبار ساختن قرآن، درست شدهاند. مانند روايات فراوانى كه از احمد بن محمد سيّارى نقل شدهاند كه در مجموع 188روايت است، و مىدانيم كه سيارى در كتب رجال ما «فاسد المذهب» و«غير قابل اعتماد» معرفى شده است.
2. برخى از روايات، جنبه تفسيرى دارد، مثلاً در تفسير اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ جمله «صراط على» آمده است كه جنبه تفسيرى