119 و هست.
جمله مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ ؛ «نه از پيش رو و نه از پشت سر» كنايه از همهجانبه بودن است، يعنى از هيچ سو و ناحيه، بطلان و فساد به سراغ اين كتاب نمىآيد و نخواهد آمد.
قرآن، فقط قانون اساسى براى مسلمانان نبود، بلكه همه چيز آنان را تشكيل مىداد. مخصوصاً در آغاز اسلام، كتابى جز آن نداشتند و قرائت و حفظ و تعليم و تعلم، مخصوص به قرآن بود، چنين كتابى هرگز دستخوش تحريف نمىشود.
صحت نقل قرآن از نسلى به نسل ديگر آنقدر واضح و روشن است كه كسى در آن شك و ترديد نمىكند، مانند اطلاع ما از شهرهاى بزرگ دنيا و حوادث مهم تاريخى؛ آيا مثلاً كسى مىتواند در وجود شهرهايى چون مكه و مدينه و يا لندن و پاريس شك كند هرچند هرگز به اين شهرها مسافرت نكرده باشد؟ و آيا كسى مىتواند حمله مغول به ايران و يا انقلاب كبير فرانسه و يا جنگهاى جهانى اول و دوم را منكر شود؟ چرا نمىتواند، چون همه آنها به تواتر به ما رسيده است. آيات قرآن نيز همينگونه است.
سخنان على(ع) درباره قرآن
سخنان اميرمؤمنان در نهج البلاغه، بهترين گواه بر تحريفناپذيرى قرآن است. در خطبه 133 مىفرمايد:
وَ كِتَابُ اللهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ نَاطِقٌ لا يَعْيَا لِسَانُهُ وَ بَيْتٌ لا تُهْدَمُ