105 سپس ترجمه آن را مىآوريم تا حق روشن شود. بخارى از ابن عباس نقل مىكند:
لمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبيِّ وَجَعُه، قالَ: ائْتُونِي بِكتابٍ أَكتُبْ لَكُم كِتاباً لاتَضِلُّوا بَعدَه، قالَ عُمرُ: إنَّ النَّبيَّ(ص) غَلَبَه الْوَجَعُ وَ عِندَنا كِتابُ اللهِ حَسبُنا، فَاخْتَلَفُوا وَ كَثُرَ اللَّغَطُ. قالَ: قُومُوا عَنّي وَلايَنبغِي عِندي التَّنازُعُ. فَخرجَ ابنُ عَبّاسٍ يَقولُ: إنَّ الرَّزيَّةَ كُلَّ الرَّزيَّةِ ما حالَ بَينَ رَسولِ الله(ص) وَ بَينَ كِتابِه. 1
آنگاه كه بيمارى پيامبر سخت شد، فرمود: برگى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد. عمر گفت: دردِ بيمارى بر پيامبر چيره شده، ما قرآن را داريم و همان براى ما بس است. كسانى كه در حضور پيامبر بودند، بر سر اين مسئله با هم اختلاف پيدا كردند و سر و صدا بالا گرفت، پيامبر فرمود: از نزد من برخيزيد، شايسته نيست كه در حضور من با هم دعوا كنيد. ابنعباس از مجلس بيرون رفت و مىگفت: بزرگترين مصيبت آن است كه نگذاشتند پيامبر آنچه مىخواست، بنويسد.
بخارى اين حديث را در چند جا آورده است، علاوه بر شمارهاى كه يادآور شديم در شمارههاى 3053، 3168، 4431، 4432، 5669، 7366 نيز همين حديث آمده است.
اكنون سؤال مىكنيم: آيا صحيح بخارى را در قم ساختهاند؟!
آيا آنچه كه گفته مىشود جز آن است كه در صحيح بخارى آمده