62 نخستين نامزد براى خلافت بود؛ امّا از پذيرش آن امتناع ورزيد و ضمن بيعت با ابوبكر، در ماجراى اخذ بيعت از مردم و بنىهاشم به يارى خليفه برخاست و كوشيد تا پايههاى حكومت ابوبكر تثبيت شود؛ به همين دليل موقعيّت خاصّى را در دستگاه خلافت به دست آورد و به سرپرستى و ادارۀ بيتالمال منصوب شد. 1 در برخى منابع آمده است كه او در دورۀ خلافت عمر، از آنچه در واقعۀ سقيفه اتّفاق افتاد، پشيمان شد و از خداى كعبه عذر خواست. 2
كسانى چون يزيدبنابىسفيان، عمروبنعاص، شرحبيلبنحسنه، عكرمةبنابىجهل، معاذبنجبل، عتاببناسيد، علاءبنحضرمى، مهاجربنابىاميّه، زيادبنلبيد، يعلىبناميّه، عثمانبنابىالعاص و سليطبنقيس نيز، از فرماندهان و كارگزاران ابوبكر به شمار مىرفتند. عثمانبنعفّان و زيدبنثابت هم مسئوليّت نوشتن نامهها و اخبار را بر عهده داشتند. 3
3. مهمّترين وقايع
الف) اخذ بيعت از مردم و بنىهاشم
همانگونه كه گذشت، ماجراى جنجالى سقيفه با انتخاب ابوبكر پايان پذيرفت و او بهرغم مخالفت برخى از حاضران و غيبتِ شمارى از اصحاب پيامبر(ص)، بر مسند خلافت نشست. البتّه وى به اين نكته اذعان داشت كه حكومتش بدون همراهى و بيعت همگان استقرار نخواهد يافت؛ به همين دليل روز بعد به اتّفاق ياران خود به مسجد رفت و پس از آن كه عمر دربارۀ فضايل او و دعوت از مردم براى بيعت با خليفه سخنانى ايراد كرد، گفت: