49 بسيارى از اوقات، سبب شعلهور شدن آتش جنگ ميان آنها مىشد. اين روحيۀ خطرناك، حتّى پس از اسلام نيز در ميان برخى از مسلمانان تداوم يافت و آثار غمانگيزى را بر جاى گذاشت؛ چنانكه در سقيفۀ بنىساعده سبب محروميّت على(ع) از حقّ خلافت شد. 1 حباببنمنذر در سقيفه به وجود چنين روحيهاى در اعراب اشاره كرده و گفت: «ما از اين مىترسيم كه در آينده، زمام امور به دست كسانى بيفتد كه فرزندان، پدران و برادرانشان به دست ما كشته شدهاند. اگر آنها در رأس امور قرار گيرند، وضع ما دگرگون خواهد شد».
ابنابىالحديد به نقل از استادش ابنابىزيد مىنويسد: «پيشبينى حباب بسيار عاقلانه بود و آنچه او از آن مىترسيد، در حملۀ مسلمبنعقبه (در سال 63 ق) به شهر مدينه اتّفاق افتاد. او به فرمان يزيد، انتقام كشتهشدگان بدر را از فرزندان انصار گرفت». 2
ز) امام على(ع) كه شاهد خارج شدن خلافت و رهبرى از محور صحيح خود بود، سكوت حاكم بر فضاى جامعۀ اسلامى را شكست و به بيان حقيقت پرداخت؛ چنانكه فاطمۀ زهرا(عليها السلام) با سخنرانى و موضعگيرىهاى گوناگون، از حريم ولايت و امامت دفاع كرد و حقايق را براى مردم بيان فرمود؛ البتّه براى امام، جز روشنگرى و اندرز مسلمانان، راه ديگرى نبود؛ زيرا توسّل به زور و قيام مسلّحانه، نتايج زير را به همراه داشت:
يك- بسيارى از ياران و دوستداران حضرت، جان خود را از دست مىدادند و در عين حال حق به صاحب آن باز نمىگشت؛