50دو- بسيارى از صحابۀ رسول خدا كه به هر شكل به خلافت على(ع) تن نمىدادند (چنان كه در جنگ جمل اتّفاق افتاد)، در اين حادثه كشته مىشدند و در نتيجه، قدرت مسلمانان كه به وجود اصحاب بىشمار پيامبر وابسته بود، دچار ضعف مىشد؛ بهويژه كه اين دسته از اصحاب، در مسائل ديگر اسلامى با اميرمؤمنان اختلافى نداشتند و قدرتى در برابر شرك و بتپرستى به شمار مىآمدند؛
سه- برخى از قبايل دوردست، به دليل ضعف بنيۀ دينى، به صف مرتدان و مخالفان اسلام پيوستند؛ بنابراين بدون ترديد، اختلاف مسلمانان مىتوانست بر قدرت و جرئت اين گروه بيفزايد. اميرمؤمنان در اين باره مىفرمايد:
به خدا سوگند اگر ترس از وقوع شكاف و اختلاف در ميان مسلمانان نبود و بيم آن نمىرفت كه بار ديگر بتپرستى به جوامع اسلامى بازگردد و اسلام محو و نابود شود، وضع ما جز اين بود كه مشاهده مىكنيد. 1
ح) خلافت و امامت از ديدگاه شيعه، همانند نبوّت، مقامى انتصابى [و نه انتخابى] است كه از سوى خداوند به افراد واجد شرايط واگذار مىشود؛ به همين دليل در مفهوم آن مؤلّفههايى چون جانشينى پيامبر(ص)، رياست عامّه و واجبالاطاعه بودن لحاظ شده است. شخص امام بايد از شرايطى چون علم و عصمت برخوردار باشد؛ زيرا او در حقيقت، تداومبخش نبوّت و رسالت است. به گواه تاريخ، رسول خدا(ص)بارها على(ع) را امام مردم و جانشين خود خواند و به ويژه پس از نزول آياتى نظير يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ، على(ع) را در غديرخم مولا و رهبر به مردم معرّفى كرد و امامتش را با گرفتن بيعت از حاضران، استحكام بخشيد. 2