149 آنان با نفوذ در قبايل گوناگون، به جمعآورى نيرو پرداختند وبارها در قالب دستههاى كوچك و بزرگ و به فرماندهى كسانى چون عبداللهبن ابىالحوساء، حوثرة بن وداع، فروة بن نوفل، شبيب بن بجره، معين بن عبدالله خارجى، ابومريم و سهمبنغالب، با سپاه كوفه و شام جنگيدند. 1همچنين در زمان امارت مغيرةبنشعبه بر كوفه كه سياست مماشات با مخالفان را در پيش گرفته بود،قدرتى دوباره يافتند و با گردآورى ياران خويش از ساير نقاط، بار ديگر به فرماندهى مستوردبنعلفه دست به شورش زدند؛ ولى در برابر نيروهاى مغيره كه جمعى از آنان شيعه بودند، شكست خوردند. 2
4. اقدامات
الف) ترويج دشنام به آل على(ع) و فشار بر شيعيان
معاويه همواره امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را دشنام مىداد. او آشكارا در مكه و مدينه و بر فراز منابر به لعن آن بزرگواران مىپرداخت و كارگزاران خويش را نيز بدين امر ترغيب مىكرد. حتّى عبارت خاصّى در لعن على(ع) ساخته و آن را به شهرهاى گوناگون فرستاد تا بر فراز منابر بازگو شود. او بر اين باور بود كه بايد كودكان با اين عقيده تربيت شوند و بزرگان پير گردند و كسى از آن حضرت، به نيكى ياد نكند؛ به هر روى اظهار بيزارى از على(ع)، در دورۀ بنىاميّه رواج يافت. آنان به ويژه در خطبههاى نماز جمعه و عيد، لعن آن حضرت را واجب مىشمردند. حتّى وقتى با مخالفت مردم و خروج آنان از مساجد رو به رو شدند، خطبههاى عيد را بر نماز مقدّم داشتند؛ امّا سرانجام عمربنعبدالعزيز (99 - 101 ق)، هفتمين خليفۀ اموى از اين كار جلوگيرى كرد و لعن على(ع) را ممنوع كرد. 3