134 دو سپاه در برابر يكديگر قرار گرفتند و به نبرد پرداختند؛ امّا در نهايت، به عقبنشينى شاميان منجر شد. شب، عبيداللهبنعبّاس - فرماندۀ سپاه امام حسن(ع) - مقابل پاداش يكميليون درهمى معاويه، كوفيان را ترك كرد و به شاميان پيوست. در پى او، هشتهزار نفر از سپاه كوفه به لشكر شام ملحق شدند. معاويه نامهاى نيز به قيسبنسعد - كه اكنون فرماندهى سپاه را در دست داشت - فرستاد و او را به اردوى خود دعوت كرد؛ امّا قيس پاسخى داد كه معاويه را سخت خشمگين كرد. آنگاه در جمع سپاهيان كوفه، طى سخنانى ضمن سرزنش عبيدالله و پدر و برادرش، آنان را سستايمان خواند و كوفيان را به جنگ با دشمن برانگيخت. همچنين نامهاى به امام حسن(ع) نوشت و ماجراى پيوستن عبيدالله و بخش عظيمى از كوفيان به معاويه را براى وى گزارش كرد. 1
معاويه همچنين مغيرةبنشعبه، عبدالله بن عامر بن كريز و عبدالرحمان بنامّالحكم را به مدائن فرستاد تا پيشنهاد صلح را با امام حسن(ع) در ميان بگذارند. آنان پس از ملاقات با حضرت، در شهر شايع كردند كه امام(ع) صلح را پذيرفته است. از سوى ديگر، گروهى از سران قبايل، پنهانى به معاويه نامه نوشتند و اعلام داشتند كه حاضرند امام حسن(ع) را دستگير و به وى تسليم كنند. 2
ج) ماجراى صلح
دلايلى سبب شد امام حسن(ع)صلح را بپذيرد كه اين عوامل عبارتند از:
يك- پيوستن عبيداللهبنعبّاس - فرماندۀ سپاه - به شاميان؛
دو- جدا شدن هشتهزار نيروى جنگى از لشكر كوفه؛