133
ب) نبرد با معاويه
امام حسن(ع) پس از آنكه از مردم بيعت گرفت، كارگزاران خود را تعيين و آنان را به مناطق مختلف اعزام كرد. 1 از سوى ديگر، وقتى معاويه از شهادت اميرالمؤمنين(ع) اطّلاع يافت، جاسوسانى را به كوفه و بصره فرستاد تا اخبار عراق را به سمع وى برسانند؛ ولى به دستور امام(ع)، دستگير و كشته شدند. آنگاه حضرت نامههايى به معاويه نوشت و او را از هرگونه ستمگرى و جنگافروزى پرهيز داد و در عين حال اعلام كرد كه براى مقابله با وى آماده است. سرانجام معاويه براى فتح عراق بدان سو حركت كرد و چون به پل منبج - محلّى در شام - رسيد، امام(ع) مردم را به جنگ با معاويه فراخواند. در پى آن، دوازدههزار نيروى جنگى آمادۀ نبرد شدند. حضرت، مغيرةبننوفل را بر كوفه گمارد و خود همراه سپاه به ديدنعبدالرحمان رفت و سه روز در آنجا اقامت كرد. آنگاه عبيداللهبنعبّاس را به فرماندهى لشكر برگزيد و او را مأمور عبور از فرات و اقامت در «مسكن» كرد. قيسبنسعد و سعيدبنقيس را نيز مشاوران او قرار داد. پس از آن، خود به ساباط رفت و در جمع مردم حاضر شد و طى سخنانى آنان را به وحدت و پيروى از حضرتش دعوت كرد؛ ولى آنان رداى امام(ع) را كشيدند و او را كافر خواندند. سپس يكى از خوارج به نام جرّاحبنسنان در تاريكى ساباط به حضرت حمله برد و او را زخمى كرد. در اين ميان، عبداللهبنخطل (اخطل) طائى و ظبيانبنعماره به حمايت از امام برخاستند و ضارب را كشتند. سپس حضرت را براى معالجه به مدائن بردند. 2
در آن سو، معاويه خود را به روستاى «حيوضيه» واقع در مسكن رساند. آنگاه