115به هر حال، پاسخهاى مأيوسكننده و شيطنتآميز معاويه و نيز آماده شدن او براى جنگ، امام را مجبور ساخت تا به جهاد روى آورد؛ بدين منظور ابتدا با ايراد خطبهاى در جمع مردم، آنان را به جنگ فراخواند. آنگاه نامهاى به ابنعبّاس نوشت و از او خواست تا مردم بصره را براى يارى امام خويش بسيج كند. نامههايى نيز براى دوستان نزديك خود - نظير مخنفبنسليم - فرستاد و آنان را به يارى طلبيد. پس از آن، رهسپار نخيله - لشكرگاه كوفه - شد. 1
در آن سو، معاويه با پوشيدن لباس خونين عثمان در مسجد دمشق، طى سخنانى مردم را بر ضدّ على(ع) تحريك كرد و آنان را براى نبرد با كوفيان فراخواند. نامهاى نيز به حاكم حمص نوشت و از مردم اين شهر خواست تا او را يارى كنند. سرانجام شاميان و حمصيان پس از بيعت با معاويه به عنوان خليفه، روانه كوفه شدند. 2 سپاه معاويه به فرماندهى ابوالاعور سلمى و همراهى بسربنارطاة، عبيداللهبنعمر، عبدالرحمان بن خالد بن وليد، يزيد عبسى و عبدالله بن عمرو بن عاص، رهسپار صفّين شد و در نزديكى فرات اردو زد. 3
آنگاه دو سپاه، روز چهارشنبه اول ماه صفر سال 37 ق در صفّين به مصاف يكديگر رفتند و طى چند روز، بسيارى از نيروهاى طرفين كشته شدند. معاويه همزمان با نبرد نظامى، تلاش كرد تا با رخنه در سپاه امام(ع)، ياران آن حضرت را با پيشنهادهاى مالى و حكومتى فريب دهد كه البتّه در مواردى نيز موفّق شد. همچنين در ميانۀ نبرد، تنى
چند از ياران برجستۀ اميرمؤمنان(ع) مانند عمّاربنياسر، اويس قرنى و خزيمةبنثابت به شهادت رسيدند؛ با اين همه برترى سپاه امام به طور كامل آشكار بود و آنان توانستند تا