482 پوشانى». گفت: «چه نامى؟» گفت: «آنچه تو خوانى». گفت: «چه درخواست دارى؟» گفت: «مرا با درخواست چهكار؟» 1
محيىالدين عربى نيز مىنويسد:
آنان (حج و عمرهگزاران) ميهمان خدايند كه خداوند ايشان را به خانهاش دعوت كرده است و خداوند سبحان آنان را به مفارقت وطن و رهايى از خوشى و آسايش نخوانده و مبتلاى به پراكندگى نكرده است، مگر آنكه نشان دهد چه كسى بر عبوديت او استوار است و چه كسى ناپايدار؛ ازاينرو بيشتر اعمال حج، تعبّدات محض است و علتبردار نيست، گرچه گاهى مىتوان از راه كشف و هشدار الهى كه بر دلهاى عارفان وارد مىشود، بدانها دست يافت. 2
ابنعربى در جاى ديگر مىگويد:
بيشتر اعمال حج، تعبّد محض است و نزد فقيهان، براى آنها تعقل نمىشود، پس به ذات خود، عين حكمت است، و براى حكمت، موجبى وضع نشده است، و در آن، اجر و پاداشى است كه در غير آن از عبادات نيست، و در آن، تجلى الهى است كه در غير آن از اعمال نيست. 3
6. قربانى و ذبح شخصيت دروغين و نشاندن شخصيت راستين به جاى آن
برخى شخصيتها، كاذب و بدلى هستند. اين شخصيت نيست، بلكه توهم شخصيت است؛ يعنى آدمى، خودش نيست، بلكه ديگرى است و آميخته با انواع رياكارىها، غصهها، غرورها، و كژىهاست. قربانى كردن، يعنى تخريب و نابودى اين