480 خود را فدا كردن و از نظر ابراهيم، فرزند را در راه خدا دادن، و از نظر مقام تعبّد و تسليم، يك موضوعى است كه اصلاً براى ابراهيم هيچ توجيحى نداشت. 1... و بعد كه ابراهيم اقدام به اين كار مىكند، خداوند مىفرمايد:
فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ* وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ* وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (صافات:103-105)
هنگامى كه هر دو تسليم [فرمان الهى] شدند و ابراهيم پيشانى او را برخاك نهاد، او را ندا داديم كه اى ابراهيم! آن رويا را تحقق بخشيدى [و آماده قربانى فرزند شدى]. ما اينگونه، نيكوكاران را پاداش مىدهيم. به يقين اين همان امتحان آشكار است. ما قربانى عظيمى را فداى او كرديم.
همينكه پدر و پسر تا اين اندازه نشان دادند كه به دستور خدا اعتماد دارند، تسليم بىچون و چراى امر خدا هستند و در مقابل موضوعى كه از طرفى يقين دارند دستور خداست، ولى از طرفى هيچ فلسفهاى و توجيهى برايش نمىفهمند؛ تعبد محض دارند، دستور رسيد كه كافى است... ما از بندگان اين را مىخواهيم، ما از بندگان، فداكارى در راه حق را مىخواهيم، ما از بندگان تعبد محض و تسليم در راه حق را مىخواهيم. 2
كسى كاو با خدا چون و چرا گفت
چو مشرك حضرتش را ناسزا گفت
ورا زيبد كه پرسد از چه و چون
نباشد اعتراض از بنده موزون
خداوندى همه در كبريايى است
نه علت لايق فعل خدايى است. 3
امام محمد غزالى نيز دراينباره زيبا و لطيف گفته است: اهل اسلام در اين شوق [به حج]، اهل و مال و وطن خود گذاشتند و خطر