477
سرخى خون آيت صنع الله است
كشته شو آنجاى كه قربانگه است
آن همه جوينده كه اينجا درند
جان بفروشند و غم دل خورند
هركسى و همت والاى خويش
سود برد در خور كالاى خويش
سربكش از تيغ و فرود آر سر
كرده ز سر قيد علايق بدر
گر سر موييست علايق ترا
نيست يكى خدمت لايق ترا
رو سر تسليم و رضا پيش گير
در ره دين ترك سر خويش گير. 1
5. قربانى و تعبّد محض و بىچون و چرا
اگرچه پروردگار، بندگانش را به «تعبّد» همراه با فهم چرايى آن و عبوديت با آگاهى از حكمت آن، دعوت مىكند، گاهى نيز به منظور امتحان آنها و آشكار كردن ميزان بندگى آنان و افزودن مقدار تعبد، از آنها مىخواهد كه تعبّد محض و بىچون و چرا اختيار كنند، بدون آنكه حكمت آن عمل را دريابند. شهيد مطهرى مىگويد:
اين مسئله را بايد طرح كرد كه درست است كه هر دستورى مصلحتى دارد كه عقل، احياناً آن را در مىيابد، ولى آيا اگر انسان، دستورى را فقط به حكم تعبد و تسليم به جا آورد اقرب به عبوديت است يا اگر حكمت آن را بفهمد؟ البته اگر به حكم تعبد و تسليم بجا آورد و حكمت آن را حواله كند به امر او، قطعاً اقرب به تعبد و تسليم است 2... مسئله فدا كردن فرزند به دست ابراهيم(ع) به دو شكل مىتواند باشد. او شك ندارد كه قربانى كردن فرزند يعنى فرزند را در راه خدا دادن، اوج گذشت است و اى بسا انسانهايى كه حاضرند جان خودشان را بدهند، ولى حاضر نيستند كه زنده بمانند و جوان عزيزشان كشته بشود. اما در اين كار اين قهرمان توحيد در داستان ذبح