475
4. قربانى، نماد تسليم و رضا در برابر رنجها و بلاهاى دوست
بزرگترين مقامى كه بنده در پيشگاه پروردگار به دست مىآورد، در اثر تسليم و رضا در برابر خواست پروردگار است. برجستهترين و درخشانترين ويژگى اولياى الهى، تسليم در برابر دادههاى حضرت دوست است. براى آنها كه به اين مقام رسيدند، هرچه از دوست رسد، نيكوست؛ پس اگر آسايش است، زيباست و اگر رنج است نيز، زيباست. اين روحيه تسليم در آنها موجب گوارا شدن بلاها مىشود؛ زيرا از جانب دوست است. عطار نيشابورى در داستانى نمادين، دراينباره زيبا سروده است:
عاشقى مىرفت سوى حج مگر
شد بر معشوق بر عزم سفر
گفت: اينك در سفر افتادهام
هرچه فرمايى، به جان، استادهام
در زمان، معشوق آن مردِ نژند
نيم خشتى، سخت، در عاشق فكند
همچو درّيش از زمين برداشت مرد
بوسه بر داد و درو سوراخ كرد
پس به گردن درفكند آن را به ناز
مىنكرد از خويشتن يك لحظه باز
هر كِ از او پرسيد كاين چيست اى عزيز؟
گفت: زين بيشم چه خواهد بود نيز؟
در همه عالم بدين گيرم قرار
كاينم از معشوق آمد يادگار 1
«هجويرى» در «كشف المحجوب» مىنويسد: موسى(ع) دختر شعيب(ع) را بر حالى هرچه صعبتر بگذاشت و به خداوند تسليم كرد. ابراهيم هاجر و اسماعيل: را برداشت و به «وادى غير ذىزرع» برد و به خداوند جلّ جلاله تسليم كرد. و مر ايشان را دل مشغولى بزرگ خود نساختند و همه، دل در حق تعالى بستند تا مراد دو جهان برآمد اندر حال بىمرادى، به تسليم امور به خداوند عزّوجلّ. 2