472 و ظلم و طغيان باز جهان را تاريك كرد، تا اينكه در كنار همين خانه و مكان و مناسك الهام بخش آن، خاتم پيامبران(ص) برخاست و پيام توحيد، جهاد با شرك، پرستش غيرخدا، مبارزه با طغيان و دعوت به اسلام را با همه احكام و قوانينش به جهان واژگون بشر رساند. پس از آن حضرت، بار ديگر جاهليت با كفر و شرك و طغيانش، اما اين بار در زير نقاب اسلام، سر برآورد!
فرزند عزيز او حسين بن على(ع) كه وارث جدّ اعلايش، ابراهيم خليل(ع) و جهاد جدش رسول خدا(ص) و پدرش حضرت على(ع) بود، براى به ثمر رساندن اهداف نياكانش، در كنار همين خانه خدا و در همين روزهاى حج، در سال شصت هجرى، قيام كرد تا حج و قربانى را در صورت حقيقى خود بنماياند و بدل را به اصل و تمرين را به عمل بينجاماند و سنگ را به سلاح جنگ و قربانى كردن گوسفند را به ايثارى بزرگ يعنى قربانى كردن عزيزان و فرزندان مبدل گرداند.
خطبه امام(ع) كه در همان شب حركت بهسوى عراق ايراد فرمود و در حكم بيانيه آن حضرت است و بيانات ديگر آن حضرت در آغاز حركت از مكه و ميانه راه و نزديك قربانگاه كربلا و سخنان ديگرى كه در شب و روز عاشورا بيان فرمود و همچنين عمل و حركتش در ايام حج، همه بيان و اعلام همين حقيقت است كه چون همه چيز مردم و مسلمانان در معرض هجوم قرار گرفته و سرنوشت مسلمانان به دست كسى چون يزيد افتاده است، وظيفه همه اين است كه حج را بدل به عمره و جامه احرام را بدل به لباس جنگ كنند و به جاى مِنا، در صحنه كارزار قربانى دهند! و دست به ايثار و فداكارى عملى و بزرگ بزنند. 1